الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )
354
دقائق العلاج ( فارسي )
است و زود اثر مىكند معده را خوشبو حرارت و خون دماغ را ساكن مىكند آردش براى خون دماغ و سموم و تب مفيد است و اصل بدن را خنك و حرارت را خاموش مىكند . تمر ( خرما ) : ناشتا خوردن آن كرمها را در شكم مىكشد و در هنگام تب شايسته آن است كه از آن پرهيز نمايند و خوردن خرماى نارس ناشتا و نوشيدن آب پس از آن بدن را فربه و اگر آب نياشامند لاغر مىكند و در آن شفاى دردها است . تين ( انجير ) : بوى دهن را مىبرد استخوان را محكم مىكند مو را مىروياند براى قولنج و باد آن سودمند است سينه را نرم مىنمايد درد را مىبرد و با آن نيازى بدارو نيست و شبيهترين چيزى بگياه بهشتى است زياد خوردن آن در روز خوب است و در شب چنين نيست . حرف ثاء ثمر ( ميوه ) : هر ميوهاى سمى دارد و هرگاه بشما برسد آن را بشوئيد . حرف جيم جاورس ( ارزن ) : آردش با آب زيره از شكمروش جلوگيرى مىكند و حلوائى كه از آن بسازند سنگينى و ناراحتىاى ندارد . جبن ( پنير ) : بامداد زيانآور و در شب سودمند است ، آب پشت ( منى ) را زياد و دهن را خوشمزه و بوى آن را نيكو مىكند روايت شده كه زيان آن در پوسته روى آن است و اصلاحكنندهاش گردو است كه اگر با هم باشند در هر يك از آنها شفا است و اگر جدا باشند هريك از آنها دردى مىآورد پنير فراموشى مىآورد و روايت شده كه به همه چيز زيان مىرساند و چيزى به آن سود نمىرساند و مىگويم كه شايد در روز چنين است و يا پوستش اين خاصيت را دارد جرجير ( ترتيزك - شاهى ) : كسى كه پس از شام آن را بخورد از جذام بر او